السيد حامد النقوي

74

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

نمايند و گويند كه چون اجماع بر صحت صحيحين واقع است لهذا مخالف آن بالقطع معلوم البطلان است كما فى قرة العينين و ازين هم غريب‌تر انست كه به جهت عدم اعتماد اهل حقّ بر صحيحين بلكه ديگر صحاح هم طعن و تشنيع بر ايشان نمايند و چشمك زنند و اين معنى را از هفوات ايشان شمارند كما فى النواقض و با اين همه قدح حديث منزلت غرابتى كه دارد محتاج بيان نيست و براى عاقل منصف بر مزيد انصاف و حق كوشى علماى قوم و ممارست شان بطريقه علم و فضل و ديانت و عدم ابتلا بعجز و زبونى برابر هزار دليل و برهانست و اما كلام اين حضرات در تواتر اين حديث و زعم كونه من الآحاد پس آن هم دليل قاطع بر طول باع در فن حديث است و تحقيقات و افادات علماى محققين استيصال آن مىنمايد چه انفا دانستى كه اين حديث را بسيارى از صحابه كرام روايت نموده‌اند و ابن حجر در صواعق بزعم روايت هشت كس از صحابه حديث امامت أبى بكر را در صلاة اثبات تواتر آن نموده دل خوش كرده پس اين حديث باولويتى كه بمراتب زائد از آنست متواتر خواهد بود و معهذا نصوص علماى حذاق و منقدين احاديث بر تواتر اين حديث شريف شنيدى و كسى كه ادنى مناسبت بعلم حديث دارد و بر طرق اين حديث و شيوع و كثرت نقل آن در كتب حديث و سير واقف مىشود يقين واثق بر تواتر آن بهم مىرساند كه به حمد اللَّه وجه موهومى سنيه هم كه آن را نافى تواتر حديث غدير مىگردانيدند در اين حديث منتفى است وجوه عديده جواز احتجاج بحديث منزلت اگر متواتر هم نباشد و قطع نظر ازين همه بفرض باطل اگر اين حديث شريف متواتر نيست باز هم استدلال به آن جائز است بوجوه عديده وجه اول اول آنكه اين حديث متايدست بمتواترات ديگر مثل حديث غدير و غير آن پس استدلال به آن جائز خواهد بود وجه دوم دوم آنكه اين حديث نزد